غ69بلخغل8فبق

ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ‬ ‫ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺁﺫﺭﻱ ﻛﻬﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺟﺰ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻧﭽﻪ‬ ‫ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﺫﺭﻱ ﻛﻬﻦ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﻴﺪﺍﺳﺖ‬ ‫ﻛﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺑﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﺑﻮﻳﮋﻩ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﻛﻲ ﺩﺭ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ‬ ‫ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺫﺭﻱ ﻛﺎﺭﮔﺮ شما فرمودین ما معمولا

این کارو بندرت انجام

میدهیم و این امکانپذیر

نیست حالا اقای توکلی

عزیز کدام اخلاقیات به

شما اجازه میدهد اینو که

صدها نفر خونده اند و حتی

خود من از زبان شما اینرا

شنیده ام انکار میکنید که

اصلاحی در ان انجام نشده

آیا فکر نمیکنید باصطلاح

درگیری مثلا دونفر صداقت

شما را با این انکارتان

زیر سوال میبرد که مدعی

هستید هیچ گونه اصلاحی

دران انجام نگرفته است

یعنی مقاله اقای لوایی

برایتان اینقدر مهم بوده

که وجه مطبوعاتی خودرا

قربانی آن میکنید باز

میگویم وجه هرفرد

مطبوعاتی باید در گفتار و

کردار باید الگو باشد من

تعجب میکنم چه لزومی دارد

که حضرتعالی به این

حساسیت دارید اولا خودتان

برای من گفتید بلی دیگه

اصلاح شده و موضوع دیگه حل

شده و پشت این مسله چه

اهدافی هست من کاری با ان

ندارم قصد من حل این موضوع

بود و اگر لازم باشد بازهم

بنا به دلایل و مصلحتهای

لازم جهت آقای لوایی این

کارو میکنم شما نه از

شرایط فعلی و نه از وضعیت

جسمی اقای لوایی متاسفانه

خبر ندارید من با توجه به

مسایل فوق و شناختی که از

ایشان داشته و دارم

معتقدم راه مناسبی برای

ان برگزید به هر حال

سرنوشت یک انسان اینجا

مطرح است باز با درود و

خسته نباشید علی سلیمانی

توضیح ایرانگلوبال: برای

اطلاع خوانندگان گرامی:

کسانی ادعا کرده اند که

آقای لوایی در مقاله خود

با عنوان "عربده كشى

لمپنيسم در حركت ملى"نامی

از آقای اوبالی برده و

بعدا آن را پاک کرده است.

همانگونه که در تصویر زیر

دیده می شود، آقای لوایی

این نوشته را در تاریخ 4

آپریل 2017، ساعت 13:28 منتشر

کرده و تنها ویرایشی که در

آن انجام گرفته در تاریخ 5

آپریل 2017، ساعت 06:33 توسط

آقای کیانوش توکلی بوده

که آن هم برای تغییر مکان

نوشته در سایت بوده است.

آقای لوایی ملطقا در

نوشته خود دست نبرده است.

لطفا برای بزرگتر شدن

تصویر بر روی آن کلیک کنید

[Open menu] [Share] 0 0 04/22/17--05:37:

شورش احمدی نژاد / گرداب

حکومت فقیه و نادولت در

نظام اسلامی شورش احمدی

نژاد / گرداب حکومت فقیه و

نادولت در نظام اسلامی

شنبه, آوریل 22, 2017 - 14:37

اقبال اقبالی نزدیک به 4

دهه پیش، اسلامگرایان

بقدرت رسیده و کوشش کردند

به حکومت مافیاهای

روحانیت شیعه، جنبه تقدس

و آسمانی دهند تا بهتر

بتوانند به اهداف زمینی

خود دست یابند. حکومت

اسلامی از اغاز در گرداب

دوگانگی اهداف آسمانی و

منافع اینجهانی گرفتار

شد. امر حکومت به ولی امر

مسلمین واگذار شد و از

انجا که واقعیات زندگی،

موجودیت ریاکارانه و

مردمفریبانه نظام اسلامی

را بچالش می کشید، مسئله

ایجاد سپر ضربه گیر در شکل

نهادی بنام دولت در قانون

اساسی حکومت اسلامی

گنجانده شد. دولت در حکومت

اسلامی نهاد میانجی حکومت

(ولی فقیه) و مردم است. ولی

فقیه “معصوم” نمی خواهد

پاسخگوی دزدی ها، غارتگری

ها، تجاوزات به حقوق و جسم

لفهخهعحذخعرف

ﺭﻭﺍﻳﻲ، ﻭ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺮﺯﻧﺪ ﺁﻗﺎﻱ ﺳﻌﻴﺪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﻴﺂﻭﺭﻡ ﺗﺎ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﺳﺎﺗﺮ ﻭ ﺑﺴﻮﺩﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ‬ ‫ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺩﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺭﺷﺘﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻳﻜﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺴﻮﻱ ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﺫﺭﻱ ﻛﻬﻦ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ‬ ‫ﺍﺭﺩﺑﻴﻞ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﺟﺪﺍﻳﻴﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﻴﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺷﮕﻔﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻳﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺁﺫﺭﻱ‬ ‫ﺑﭽﻨﺪﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻴﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﺧﻠﺨﺎﻝ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺷﮕﻔﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺯﺑﺎﻥ قطعا با توجه به اینکه

اولین تجربه در طول تاریخ

تلویزیونهای مربوط به

جغرافیای ایران این بحث

ها با دوستان در گوناذ تی

وی اجرای میشود قطعا هم بی

کم و کاست هم نخواهد بود

ما به جای اینکه به اهم ها

بپردازیم و در این راستا و

حتی به کارهایی بزرگتر از

این امر بپردازیم تا

زمینه وحدت عمل نه فکری

جریانهای مخالف حاکمیت

ایران بپردازیم لوایی شده

بحث روزماٍ - حقیقتا

بدبختی را ببینید که

پتانسیلهای ما کجا هزینه

میشود بیش از بیست سال است

من لوایی را می شناسم دهها

بار در میان خانواده ام

بوده اند این اقا چند روز

قبل در یک کانال تلگرامی

در حضور صدها نفر اصلا

انکار میکردند ما دوست

بوده ایم و البته از نظر

من بازهم دوست هستیم من به

عنوان یک فرد خیرخواه با

ایشان برخورد داشته ودارم

وکینه ای از او به دل

نداشته ونخواهم د شت اما

آن چیزی که مرا آزار میدهد

مشغول کردن این فرد دهها

نفر را به خود می باشد من

این امر را به سود حاکمیتی

مانند جمهوری اسلامی

ایران میدانم که باچنگ و

دندان همه مارا ازدم تیغ

میگذراند . در سال ۱۳۶۷

زندانیان را از هم تفکیک

نکردند بلکه همه را از دم

تیغ گذراندند حالا هم

همین سیاست را رژیم پیش

میبرد پس چرا ما کاری

انجام دهیم که رژیم از ان

سود ببرد. اما در خصوص

اظهارات و دیگر نوشته شما

اقای توکلی عزیز من برای

شما زنگ زدم اولین حرفی که

بعد از سلام به من فرمودید

این بود اقای لوایی شما

هستین .............عرض کردم نه

من سلیمانی هستم شاید بیش

از ۸ سال است ما توسط یک

دوستی باهم اشنا شدیم و در

دورانی که امکانم بود و

قدرت جسمی من اجازه میداد

برایتان مقالاتی

میفرستادم شاید نزدیک به

۵ سال نوشته های من بدون

هیچ مسله حاشیه ای در سایت

ایران گلوبال نشر میشد

اون اخلاق سیاسی و

مطبوعاتی یکی ازنقاطی بود

که من همیشه ان را رعایت

کرده و میکنم و شماهم به

چندین مقاله بنده بحث

پالتاکی ترتیب دادین برای

مقالاتی مانند آیا جنبش

سبز میتواند آلترناتیوی

برای جمهوری اسلامی باشدو

یا دستهای پنهان قدرت

درجمهوری اسلامی) که

خودتون برای من بیان

فرمودین این مقالات

بیشترین خواننده را داشته

است از این بابت واقعا

خوشحال بودم در عرض چند

سال همکاری هیچ حاشیه ای

برای ایران گلوبال نداشته

ام دومین مسله در تلفن هم

این بود شما بیان کردین من

از اختلاف مابین اقای

اوبالی و لوایی بی خبر

بودم اقای بابک آزاد آن را

برای من گفتند.......... و بحث

به مقاله کشیده شد من گفتم

در مقاله چنین نوشته شده

بوده و من شخصا آن را

خواندم دو مورد در آن

اصلاح شده اول نام اوبالی

و دومی اینکه من از فارسها

عذر میخواهم که من تند در

باره آنها نوشته بودم و

شما گفتین بلی من در آرشیو

خوا ندم ولی به هرحل مشکل

حل شده و اقای لوایی اونو

اصلاح کرده گفتم به هرحال

عده زیادی اونو خونده اند

آیا فکر نمیکنید آن مقاله

را حذف کنین مناسب باشد

بقرهر هخفرزه8ر

ﺑﻴﺸﺘﺮ‬ ‫٤٦ - ﺻﻴﺎﺩﺕ‬ ‫ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻫﻔﺘﻢ‬ ‫ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺁﺫﺭﻱ ﻛﻨﻮﻧﻲ‬ ‫ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﮔﻔﺘﻴﻢ ﺁﺫﺭﻱ ﺑﻴﻜﺒﺎﺭ ﺍﺯ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻧﺎﭘﺪﻳﺪ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﺩﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ، ﺑﻮﻣﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺁﻥ‬ ‫ﺯﺑﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻭﻛﺴﻲ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻮﺩﻱ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻴﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﻳﻬﺎ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﺩﻓﺘﺮ‬ ‫ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﻧﻮﻳﺴﺪ ﻣﻦ ﺑﭽﻨﺎﻥ ﻛﺎﺭﻱ ﻧﻪ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻣﺎﻥ، ﻭ ﺑﺂﻥ ﺑﺮﻧﺨﺎﺳﺘﻢ ﻭﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻠﺨﺎﻝ ﺁﻗﺎﻱ‬ قبل از بنده با سرعت تمام

انجام گرفت و وقتی به

امریکا تشریف آوردند

اولین کاری که کردند

مقاله ای بر علیه من

منتشرنمودند که گویا من

به کانادا میرفتم علی

مانع من شد و نگذاشت . در

حالیکه بیش از ۱۰ سال هست

هیچ نماینده ای از کانادا

به امور پناهندگان باکو

مراجعه ودرخوست پناهنده

ای از باکو نداشته است و

حقیقتا وضع پناهندگان که

حتی قبولی دفتر امور

پناهندگان را هم در دست

دارند بیش از بیست سال است

در باکو درجا میزنند چطور

شد در عرض نزدیک به دوسال

به این زودی شما از دو جا ٫

هم از دفتر سازمان ملل و

هم ازامریکا قبولی گرفتید

یعنی کیس شما این قدر

اهمیت داشت آقای لوایی .

من با سه سال سابقه حبس و

صدها بار حکم دستگیری و

دارای کارت محرومیت

اجتماعی از رژیم جمهوری

اسلامی درست چهار سال در

باکو درجا زدم اما شما در

عرض این مدت کوتاه موفق به

اخذ پناهندگی میشوید؟ شما

مدرکی لطفا ارایه کنید که

تنها یک ماه در زندان

مانده اید من هرچه گفته ام

در خصوص ان از شما رسما

عذرخواهی خواهم کرد

بیاییم مدارک من را هم که

عبارت از صدها برگ می باشد

در همین سایت منشتر کنیم

البته هیچ وقت از این کمک

پیشمان نیستم و اگر خدایی

ناکرده چنین اتفاقی برای

شما بازروی دهد باز در

خدمت شما خواهم بود اما

این مقاله آقای لوایی را

برعلیه خودم به حساب

بیماری آقای لوایی گذاشتم

و حتی دخترم سویل خانم که

از فعالین حرکت ملی

اذربایجان می باشند شدیدا

به من توصیه کردند ایشان

مریض هستند نباید اورا با

دادن جواب ناراحت کنیم و

حتی در این اواخر هم این

توصیه را به من کردند

البته حالا باید اعتراف

کنم حق با دخترم سویل خانم

بوده است. اما اقای توکلی

عزیز من حقیقتا اهل قیل و

قال نیستم در عرض بیش از

جهل سال زندگی سیاسی خود

کسی نمیتواند بگوید علی

سلیمانی برعلیه من مواردی

نوشته است به جز دومورد

یکی در مورد استاد و دوست

بسیار عزیزم آقای دکتر

چهرگانی و دومی هم در خصوص

همین آقای اوبالی بوده

باید اینرا متذکر شوم هر

دو مورد در خصوص اعتلای

حرکت ملی آذربایجان و

همچنین استراتژی آن بوده

است و خللی هم نتوانست در

روابط ما بوجود آورد نقد

هیچ اشکالی ندارد وما

نقدرا نباید به معنی نفی

همدیگر بدانیم بلکه نقد

را باید به عنوان تکامل

مبارزاتی خود بدانیم و

همچنین اختلافات فکری را

با ید با چنین دیدگاهی

مورد ارزیابی قراردهیم که

حرکتها و مبارزات ما

مانند خط موازی هست که

برای رسیدن به اهدافی

مشخص تنظیم گردیده است و

آخرین چیزی که میتوانم

بگویم من فردی هستم که

معتقدم ما جهت توسعه

دمکراسی و موانع ان

ناچاریم تلاش کنینم در

تحقق این اهداف با مساعدت

و دستگیری اقای اوبالی

بعد از بحثهای فراوانی که

اقای دکتر نوری اعلا

درجریان امر هستند اولین

گام را با پخش برنامه

دیالوگ که حتی شما هم جزو

مدعوین ان هستید برداریم


رزعر خعغر بغف

ﺑﺒﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻃﻔﻠﻴﻢ ﺩﺍﻳﻪ ﺍﻡ ﻧﻲ‬ ‫ﺧﺸﻜﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻜﻮﻫﺎﻥ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﻡ ﻧﻲ‬ ‫ﺑﺒﺎﺯﻡ ﺷﺮﻱ ﻫﻴﭻ ﭘﺎﻳﻪ ﺍﻡ ﻧﻲ‬ ‫ﻭﺍﻧﻢ‬ ‫ﺑﺎﺯﺍﺭ‬ ‫ﺑﺒﺎﺯﺍﺭﻡ ﺷﺮﻱ‬ ‫***‬ ‫ﺍﺯﻡ ﺩﺭﺩﻩ ﺟﺮﻱ ﺑﻠﺒﻞ ﻣﺼﺎﺣﺐ‬ ‫ﻛﻮﻫﺎﻧﻢ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻱ ﺧﻮﺭ ﻣﺼﺎﺣﺐ‬ ‫ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺻﺎﺣﺐ‬ ‫ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﻳﺮ ﺑﻮﻳﻨﺎ‬ ‫***‬ ‫ﻣﺮﮒ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺻﻼﻱ ﻣﻦ ﻧﺰﺍﻧﺴﺖ‬ ‫ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﻼﻱ ﻣﻦ ﻧﺰﺍﻧﺴﺖ‬ ‫ﻣﺎﻳﻪ ﺍﻡ ﭘﻨﺞ ﮔﺰ ﻫﻼﻱ ﻣﻦ ﻧﺰﺍﻧﺴﺖ‬ ‫ﺷﻬﺮ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺮ ﺑﻮﻳﻨﺎ‬ ‫٠٦ - ﺧﻮﺷﺎ‬ ‫٦ – ﺷﺎﻣﺎﻧﺖ‬ ‫٦ - ﻗﻬﻘﻬﺖ‬ ‫٦ – مسالمت‌‌آمیز باشد و

می‌تواند با اعتصاب‌های

سراسری کارگری آغاز شود

[Open menu] [Share] 0 0 04/12/17--09:50:

مصاحبه ژاله توکلی و

کیانوش توکلی با تلویزیون

اندیشه شصت و ششومين(٦٦)

برنامه "اينده ايران" از

تلويزيون انديشه با حضور

خانم زاله و كيانوش توكلي

، اقايان بهمن فتحي و

افشين جم، در باره اسلام و

مسلمانان در كشور

دانمارك، بررسي اوضاع در

منطقط خاور ميانه و

انتخابات در بيش رو در

ايران. [Open menu] [Share] 0 0

04/19/17--02:58: کارهای بزرگتری

در پیش داریم کارهای

بزرگتری در پیش داریم

نقدي بر عدم صداقت مدير

ايرانگوبال چهارشنبه,

آوریل 19, 2017 - 11:58 علی

سلیمانی جناب آقای کیانوش

توکلی مدیر محترم ایران

گلوبال با درود فراوان

کارهای بزرگتری در پیش

داریم لطفا به ان

بیاندیشید در ویدیویی که

در پاسخ آقای احمد اوبالی

مدیر محترم گوناذ تی وی

منتشر کرده اید نام بنده

را نیز به میان آورد ه اید

و در جاها ی دیگری نیز به

توصیف مسایلی پرداخته

اید. پرداختن به مسلیلی

این قبیل ٬ ُ شرط انصاف و

وجدان کار مطبوعاتی آن

بود صداقت و راستی را در

نظر میگرفتید حداقلش این

می بود که صداقت شما در

برابر من زیر سوال نمیرفت.

موضوعاتی که به کار برده

اید در بین ما مطرح شده

اما با عرض تاسف با شکلی

سانسور شده است که موضوع

به نحوی بیان گردیده که

گویا من تلفن کرده ام و از

شما درخواست کرده ام که

مقاله آقای لوایی از سایت

شما حذف شود آیا حقیقتا

قضیه آن طور بوده که شما

آن را مطرح کردنه اید؟ من

شما را به وجدان خود

واگذار میکنم اما چیزی که

باید بگویم آن است که چه

دلیلی داشت من به شما زنگ

بزنم ؟ عده ای از دوستان

حتی میتوانم نام انها را

در حضور آقای لوایی بگویم

از بنده تقاضا کردند به

نحوی به موضوع اقایان

لوایی و احمد اوبالی

خاتمه دهم . در این خصوص

یکی از دوستان در تلگرام

نشستی با اقای لوایی و یک

نفر دیگر با حضوربنده

برگزار کردیم و قرار شد من

به شیگاگو رفته وحضورا به

این موضوع خاتمه دهم من با

آقای لوایی روابط بسیار

نزدیکی چه در داخل یعنی

دورانی که ما در شمس تبریز

باهم کار میکردیم و چه در

باکو که در دوران مهاجرت

بودیم داشتیم ایشان دوران

بسیار سختی را

میگذرانیدند و به قدری

مریضی بدحال بودند که

گاهی سه یا چهار ماه قادر

به شناختن افراد نبودند

من حقیقتا دیدم که دور از

انسانیت است چنین فردی را

تنها گذاشت و مایی که پولی

حتی برای امرار معاش

نداشتیم معالجه ایشان را

در باکو غیرممکن میدانستم

جهت کمک به ایشان به هر

سفارتخانه ای سر زدم و

نهایت یکی از مسولین

وزارت امورخارجه امریکا

که با بنده دیداری داشتند

من قضیه آقای لوایی را به

ایشان گفتم و مساعدت و کمک

به ایشان را درخواست کردم

و حتی ملاقاتی بین آنها

ترتیب دادم و جالبش این

بود که قبولی ایشان در

امور پناهندگان سازمان

ملل و پذیرش وی از آمریکا

یقهغفر بعغفهبفز

ﻧﻲ‬ ‫ﻫﻤﻲ ﻧﺎﻟﻲ ﺗﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﺑﺎﺯ‬ ‫ﻗﻴﻤﺘﻴﻦ ﮔﻮﻫﺮﻳﺶ ﮔﻨﺠﺶ ﭼﻪ ﻛﺎﻧﻲ‬ ‫ﺩﻻ ﻏﺎﻓﻞ ﻣﺒﺶ ﺧﻮﺷﺘﻦ ﺯﻣﺎﻧﻲ‬ ‫ﺷﺎﻩ ﺑﺎﺯﻳﺶ ﭼﻪ ﺍﻭﺝ ﻻﻣﻜﺎﻧﻲ‬ ‫ﻣﺒﺶ ﻛﺮﻛﺲ ﺑﻬﺮ ﻣﺮﺩﺍﺭﻩ ﻣﻨﺸﻴﻦ‬ ‫ﺭﺍﺟﻲ‬ ‫ﻛﺸﺘﮕﺎﻫﻢ ﺍﻭﻱ ﺻﺤﺮﺍ ﭼﻤﻦ ﺑﻲ‬ ‫ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻳﻢ ﺳﺮ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﻭﻃﻦ ﺑﻲ‬ ‫ﺑﻮﻗﺖ ﻣﺮﺩﻥ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻟﻢ ﻛﻔﻦ ﺑﻲ‬ ‫ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻲ ﺧﻮﺭﻡ ﺳﺎﺯﻡ ﻗﻨﺎﻋﺖ‬ ‫***‬ ‫ﺭﻭﺯ ﺍﻻﻟﻪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺧﺰﺍﻧﻲ‬ ‫ﺩﻧﻴﺎ ﺧﻮﺍﻧﻲ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﺎﺭﻭﺍﻧﻲ‬ ‫ﺑﻤﻦ ﻭﺍﺟﻦ ﺍﻳﻢ ﺍﻳﺸﺘﻲ ﻓﺎﻥ ﻣﺎﻧﻲ‬ ‫ﺳﻴﺎﻩ ﭼﺎﻟﻲ ﻛﻨﺪ ﻧﺎﻣﺶ ﻧﻬﺪ ﮔﻮﺭ‬ ‫***‬ ایران ندارند، هیچ مشکلی

را حل نمی‌کند. در ایران،

مناسبات «ملت سلطه‌گر»

که ظاهراً «ملت فارس» است

و «ملت‌های زیرسلطه» که

از قرار، اقوامِ ساکن

ایران هستند، وجود نداشته

و ندارد. این به‌معنی

انکار تبعیضات موجود و

عدم رعایت حقوق اقوام و

اقلیت‌های زبانی-فرهنگی

نیست. منظور نقد مواضع

کسانی است که با طرح

این‌گونه تزهای نادرست

تخم کین میان «ترک و فارس»

کاشته و مسایل بیهوده

می‌آفرینند. ۶ـ

تعصب‌ورزی و ایمان بدون

گفت‌وگوی ملی و بحث

کارشناسانه در سیاست

خطرناک و فاجعه‌آفرین

است. دوری گزیدن از هر

گونه «تعصب» در حوزه

فعالیت‌های سیاسی و

اجتماعی به این معنا که به

جز یک پنجره همه پنجره‌ها

را به روی زندگی و جهان و

جامعه ببندیم، راهی به

ترکستان است که سرانجامی

شبیه سوریه و عراق و لیبی

برای ایران ندارد. لذا در

این گفت‌وگوها باید هم به

خواست‌های به‌حق اقوام

ایرانی توجه‌کرد و

در‌جهت یافتن راه‌حل

واقع‌بینانه، صادقانه

تلاش ‌کرد و هم به

واقعیات تاریخ طولانی

ایران و به‌ویژه با

حوادثی که در یکی-دو قرن

گذشته روی داده است، مکث

کرد. گفت‌وگو نه تنها یک

روش سیاسی دمکراتیک و

مسالمت‌جویانه بلکه یک

رفتار عقلائی و بهترین

شیوه اداره اختلافات است.

به عبارت دیگر گفت‌وگو

میان بازیگران سیاسی خود

یک ارزش است. اگر ایده‌ها

و افکار سیاسی برای حرکت

اجتماعی لازم است، اما

بدون بازگذاشتن

پنجره‌هائی بر فراز آنها

که همان تبادل

اندیشه‌های مختلف است

راه کشف افق‌های تازه‌تر

در عرصه فکر و عمل مسدود

می‌شود. بدون این

پنجره‌ها تنفس فکری

سنگین و غمبار می‌شود.

بازگذاشتن پنجره‌های

دیالوگ یعنی دست کشیدن از

هر حکم و اصلی که از پیش

برای هر پرسشی پاسخی حاضر

و آماده دارد. جوانه زدن

یک جامعه باز و پیشرفته در

ایران و بویژه مناطق قومی

کشور، بدون گفت‌وگو و

تبادل اندیشه میان همه

ایرانیان صرفنظر از تعلق

دینی، فکری و سیاسی بر

اساس رواداری ممکن نیست.

—————————- [۱] مصطفی

هجری، دبیرکل حزب در نشست

پارلمان سوییس: تبعیض

علیه‌ ملیت‌های تحت ستم

به آستانه خطرناکی رسیده

است

http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/280

27 [۲] مقاله بابک

امیرحسروی در باره

درنگ‌هایی در باره اقوام

ایرانی و ساختار سیاسی

مطلوب https://www.raheazadi.org/ [Open

menu] [Share] 0 0 04/13/17--15:09: پاسخ

كيانوش توكلى به احمد

اوبالى و نقد رسانه ى ملى

در اين ويدئو كليپ كيانوش

توكلى به نقد اتهام هاى

مدير و صاحب امتياز گوناز

تى وى پرداخته و در چگونگى

شكل گيرى يك رسانه ى ملى و

مختصات آن صحبت مى كند. [Open

menu] [Share] 0 0 04/10/17--07:14: رضا

پهلوی خواستار "انقلاب"در

ایران شد رضا پهلوی در

گفت‌وگو با خبرگزاری

آسوشیتدپرس خواستار

انقلاب در ایران شد. به

گفته او، این انقلاب باید


زیعتفز زطعفق

– ﺑﻜﺠﺎ ﺷﻮﻡ )ﮔﻮﻳﺎ »ﺑﻜﻴﺎ« ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ(‬ ‫٨٥ - ﻫﻨﻮﺯ‬ ‫٩٥ – ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭘﻴﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺑﻴﺘﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﻔﻲ ﺍﺳﺖ‬ ‫ ٤٤‬ ‫ﺁﺫﺭﻱ ﻳﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ / ﺍﺣﻤﺪ ﻛﺴﺮﻭﻱ‬ ‫***‬ ‫ﺧﺴﻪ٠٦ ﺑﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻏﻢ ﭼﻮ ﻳﺎ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﭘﺎ ﺑﺪﺍﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﻮﻳﺎﻥ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﺎﻥ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﺧﺴﻪ ﺑﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺝ ﺧﻠﻮﺗﮕﻪ ﺭﺍﺯ‬ ‫ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﺻﻔﻮﻳﻪ‬ ‫ﻗﻬﻘﻬﺮ٦ ﺯﻫﺮ ﺧﻨﺪﻱ ﻭﻳﺸﺘﺮ٦ ﻧﻲ‬ ‫٦‬ ‫ﺳﺤﺮﻧﻲ‬ ‫ﺯﺍﺭ ﺟﺎ ﺍﺷﺘﻪ ﺷﺎﻣﺎﻧﺮ‬ ‫ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﻡ ﺻﻴﺎﺩﺭ٤٦ ﺧﺒﺮ نه تنها اینها را حق طبیعی

اقوام ایرانی می‌داند،

بلکه هرگز از اسلحه و

خشونت تا هنگامی که

مداخله خارجی برای تکه

تکه کردن ایران در کار

نباشد، در رابطه با

خواست‌های اقوام ایرانی

استفاده نخواهد کرد. ملت

ایران دربرگیرنده‌ی

اقوام و اقلیت‌های

زبانی-فرهنگی متعددی است

که مؤلفه‌های

تشکیل‌دهنده و اجزای

جدایی‌ناپذیر آنند.

ایرانی‌ها هرجای ایران و

جهان باشند، از یک «هویت

قومی- تباری» برخوردار

هستند که ریشه در منشاء

تاریخی مردم‌شناختی

(اتنولوژیک) آن‌ها دارد.

هویت قومی به‌ویژه در

زبان یا گویش و فرهنگ

آن‌ها به‌طور بارزتری

تجلی دارد. از سوی دیگر،

اقوام ایرانی از ورای

سده‌ها همزیستی و سرنوشت

مشترک، با رشته‌های

فراوان تاریخی، فرهنگی و

عاطفی، به‌هم پیوند

خورده‌اند و ملت ایران را

به‌وجود آورده‌اند. این

پدیده، بیان‌گر «تعلق

ملی» آن‌ها به ملت واحد

ایران است. به‌عبارت

دیگر، ملیت همه‌ی اقوام

ایرانی یعنی تعلق‌شان به

یک ملت، ایرانی است. از

این منظر، «هویت قومی-

تباری» و «تعلق ملی»، دو

روی یک سکه و مکمل

هم‌هستند، نه نافی

یکدیگر.[۲] ‌این به‌هم

پیوستگی تاریخی آنقدر ژرف

و ریشه‌دار است که خواست

جدایی از ایران نه تنها

مورد پسند اکثریت اقوام

ایرانی نیست بلکه طرح و

تصمیم به اجرای آن هم تنها

در صلاحیت همه ملت ایران

است.حتی اگر یک نیروی

سیاسی قوم گرا به هر دلیلی

خواهان جدایی از ایران

است، باز هم راه حل نه در

کاربرد اسلحه و خشونت و

عملیات ایذایی بلکه راه

آن گفت‌وگو و کار سیاسی و

فرهنگی است. هنگامی

می‌توان چنین خواستی را

جدی و واقعی دانست که پس

از ارایه یک طرح مستدل و

کارشناسانه و با رای

قانونی و در خواست اکثریت

آحاد آن قوم و با همفکری

نخبگان و متفکران قوم

مربوطه به پارلمان منتخب

ملت ایران، پس از بحث و

گفت‌وگوی ملی و کارشناسی

در صحن علنی پارلمان

کشور، در سه دوره متوالی

حایز رای اکثریت

نمایندگان منتخب ملت

ایران تایید شود. ۵ـ برای

غلبه بر پیشداوری‌های و

تنگ‌نظری‌هایی که در

رابطه میان روشنفکران و

آزادیخواهان ایرانی و

فعالین سیاسی مدافع حقوق

اقوام ایرانی ایجاد شده،

پذیرش گفت‌وگو و پذیرش

پذیرش طبیعی دو گانگی و

چندگانگی طرف‌های این

گفت‌وگو یعنی پلورالیسم

و همزیستی اهمیت اساسی

دارد. گفت‌وگو یعنی تمایل

به تکثر و پذیرش دیگری

آنچنانکه هست نه آنچنانکه

ما می‌خواهیم. تکثرگرائی

مایه اصلی دمکراسی و

آزادی است. وقتی کسی

گفت‌وگو را پذیرفت به

موجودیت یک اندیشه سیاسی

دیگر اذعان کرده و نیز

همزیستی و رقابت سیاسی

دمکراتیک با او را دیر یا

زود باید بپذیرد.

نسخه‌برداری در باره

«مساله ملی» ایران از

کشورهای دیگر که

کوچک‌ترین سنخیتی با

زیغبز فهز 8قی

 

‫ﺑﺷﻮﻡ‬ ‫ﻳﺮﺗﻢ ﺍﺝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﻧﻲ ﺑﻜﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫ﻫﻤﻢ ﺍﺝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺘﻮ ﺁﻳﻨﺪ‬ ‫***‬ ‫٨٥‬ ‫ﻫﻨﻪ ﭼﻪ ﻧﻌﻤﻪ ﺍﻗﺼﻲ ﺩﻳﻠﻪ ﻣﺴﺘﻢ‬ ‫ﺩﻛﻮﺵ ﺁﻭﺍﺯ ﺍﺝ ﺍﻟﺴﺘﻢ‬ ‫ﻫﻨﻪ‬ ‫٩٥‬ ‫ﻧﻪ ﭘﻨﺪﺍﺭﻱ ﻣﮕﺮ ﺍﻫﺮﻭﺟﻪ ﺑﺴﺘﻢ‬ ‫ﻫﻤﻴﺪﻭﻥ ﻛﻬﻨﻪ ﻋﻬﺪﻡ ﻧﻮﻱ ﻛﺸﻔﻲ‬ ‫***‬ ‫ﺳﻴﺎﻻ ﻭ ﻳﻼﺩ ﺫﺭﻩ ﺑﺴﺘﻢ‬ ‫ﭼﻪ ﺍﺝ ﺍﻭﻳﺎﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺁﻣﺪ ﺍﻟﺴﺘﻢ‬ ‫ﻭﺳﺘﻨﺪﻡ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻴﺮ ﺍﻭﻳﺎﻥ ﺑﺪﺳﺘﻢ‬ ‫ﺑﭙﺎ ﻭﺷﺘﻴﻢ ﺩﺳﺖ ﺍﻓﺸﺎ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩ‬ ‫٠٥ – ﺑﻲ ﺗﻮ‬ ‫٥ - ﺑﺎ‬ ‫٥ - ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ‬ ‫٥ - ﻓﺮﺩﺍ‬ ‫٥٥ – ﺩﻭﺳﺖ ﺗﻮﺍﻡ‬ ‫٦٥ – ﺍﺷﻚ ﺧﻮﻧﻴﻦ ﻣﻴﺮﻳﺰﺍﻧﻲ‬ ‫٧٥ تحصیل به‌ زبان مادری»،

بی‌توحهی به «فاکتورهای

توسعه انسانی در مناطق

اقلیت‌های قومی ایران»

است.[۱] به سخن دیگر

مهم‌ترین مسأله آقای

هجری در این نشست به درستی

شناسایی حق اقوام و

اقلیت‌های زبانی-فرهنگی

غیرفارس‌زبان ایران برای

آموزش زبان مادری در کنار

زبان فارسی و به‌کارگیری

آن در امور محلی و اداری؛

و فراهم‌آوردن شرایط

لازم برای رشد و شکوفایی

فرهنگ و هنر قومی-محلی و

نیز لزوم رفع تبعیض از

اقلیت‌ها و توجه اساسی به

رشد و شکوفائی اقتصادی و

انسانی این مناطق است.

این‌ها از اصول پایه‌ای

مصوبات سازمان ملل ‌متحد

و از مبانی و موازین

حقوق‌بشر است. یعنی این

خواست‌های بر حق ربطی به

حل مناسبات «ملت

سلطه‌گر» و «ملت

زیرسلطه» ندارد. امری که

واقعاً هیچ موضوعیت و

سنخیت و ارتباطی با

واقعیت مناسبات تاریخی و

کهن اقوام ایرانی با هم

ندارد. افزون بر این

تظاهرات مسالمت‌آمیز

مردم در مناطق

اقلیت‌نشین قومی و دینی،

که بارها منجر به اِعمال

قهر و خشونت‌ حکومتی شده

و ده‌ها کشته و زخمی

برجای گذاشته است، به‌حق

نگران‌کننده است. البته

اگر نیک به‌خواست‌های

به‌حق این مردم عمیقا رنج

کشیده، نظیر فراگیری زبان

مادری و مشارکت در

اداره‌ی امور محلی که

مبنای دموکراسی است، توجه

عاجل شود، اصلا نیازی به

دراماتیزه کردن و رشد

گرایشات افراطی در میان

اقوام ایرانی نیست. این از

شگفتی‌های جامعه‌ی

سیاسی کشور ماست که دفاع

از یک حق انسانی اولیه و

تلاش به‌دست‌آوردن‌ آن،

پی‌آمد‌ها و واکنش‌های

تند بویژه از سوی حکومت و

واکنش تلافی‌جویانه تا

حد شعارها و روش‌های

افراطی در میان فعالین

سیاسی قومی ایران

به‌دنبال دارد. مثلاً

فراگیری زبان مادری و

به‌کارگیری آن در امور

روزانه‌ی زندگی، در رأس

مطالبات مردم آذربایجان و

سایر اقوام و اقلیت‌های

زبانی-فرهنگی قرار گرفته

است. این خواست، قبل از

این که موضوع و مقوله‌ای

قومی و در حوزه‌ی مسایل

قوم‌شناسی باشد،

به‌نحوی که برخی عناصر

افراطی قوم‌گرا آن‌را در

مقوله‌ی «مسأله‌ی ملی»

قرار دهند و اصل «حق ملل

در تعیین سرنوشت خویش» را

به‌میان ‌کشند، اساساً

یک خواست دموکراتیک و در

زمره‌ی حقوق بشر‌ است و

در منشور جهانی حقوق بشر

نیز با همین مضمون وارد

شده و روی آن تأکید شده

است. ۴ـ ما اگر یک دولت

دموکراتیک برآمده از ملت

ایران داشتیم که نسبت به

پیامد‌ها و اثرات ناشی از

این تنوع قومی در ایران

توجه لازم را داشت، یافتن

راه‌حل‌های دموکراتیک و

مسالمت‌آمیز و انسانی

کار چندان دشواری نبود.

همه‌ی آزادی‌خواهان و

پایبندان به حقوق بشر

برای دست‌یابی به این

خواست‌ها تلاش می‌کنند و

از مبارزات به‌حق اقوام

ایرانی پشتیبانی

می‌کنند. در آینده نیز

همه نیروی دمکرات ایرانی

فب7خبفبیه87قثر فغ

ﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﺑﻬﺮ ﻣﻠﺖ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺍﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﻳﺮﻱ ﮔﺒﺮﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻲ ﻳﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ‬ ‫***‬ ‫٦٥‬ ‫ﺍﺳﺮ ﺧﻮﻧﻴﻨﻪ ﺭﻳﺠﺎﻧﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﻣﻮ ﻧﻴﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﻣﻮﻧﻴﺎ ﺯﻫﻤﻨﻴﺎﻥ ﻧﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﺍﺭ ﺑﺰﻫﻤﻦ ﻧﺸﺎﻡ ﺯﻫﻤﻦ ﺗﻮﺗﻴﺎﻡ‬ ‫ﺁﺩﻡ‬ ‫ﻳﻘﻴﻦ ﺯﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻻﻭﻡ ﮔﻴﺮﻱ ﺍﻭﺳﺮ‬ ‫ﻳﺮ ﺍﻭ ﮔﻴﺮﻱ ﺗﻮ ﺍﻱ ﺭﻭﺳﺎﻳﻢ ﺍﺝ ﺳﺮ‬ ‫ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻫﻨﺎﻣﻪ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﺎﻛﻢ ﺍﻭﺳﺮ‬ ‫ﭘﺮﺗﻢ ﺍﺝ ﺑﺮ ﺑﺮﺍﻧﻲ ﻭﺍﻛﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫***‬ ‫٧٥‬ ‫ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺍﺳﺮﻳﻦ ﻭ ﺧﻮﻧﻴﻦ ﺑﻜﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫ﺩﻻ ﺩﺭﺩﻳﻦ ﻭ ﺩﺍﻏﻴﻦ ﺑﻜﻴﺎﻥ می‌انجامد. ۲ـ ترور

زنده‌یاد دکتر عبدالرحمن

قاسملو در تابستان سال

۱۹۸۹ که سه سال بعد در

پاییز سال ۱۹۹۲ با ترور

جانشین او صادق شرفکندی

از سوی حکومت جمهوری

اسلامی، ضربات هولناکی به

حزب دمکرات کردستان ایران

وارد کرد، آسیب تاریخی

مهلکی به دستاوردهای مهم

نیروهای دمکراتیک ایرانی

و نزدیکی و اتحاد آنها

وارد کرد. دکتر قاسملو از

برجسته‌ترین متفکران

سیاسی ایران به‌شمار

می‌رفت و یک رهبر سیاسی

اندیشمند با کلاس جهانی

سوسیال دمکراتیک بود.

ترور ناجوانمردانه او، آن

هم در پشت میز مذاکره با

نمایندگان جمهوری اسلامی

بسیاری از فعالین کرد و

نیز ایرانی را در شوک ژرفی

فرو برد و اثرات روانی و

سیاسی ژرفی در فعالین

جنبش کردستان ایران بر

جای گذاشت. او عمیقا به

اتحاد همه نیروهای

دمکراتیک ایران باور داشت

و نیز معتقد بود که نه

تنها کردستان بلکه مشکل

ایران و نیز اقلیت‌های

قومی ایران راه حل نظامی

ندارد. او در فکر و عمل به

اندیشه «دمکراسی برای

ایران و خود مختاری برای

کردستان» باورمند بود.

این ترورها این ایده درست

را در میان کردها و دیگر

اقوام ایرانی ترور کرد. به

این ترتیب جمهوری اسلامی

موفق شد که عصاره فکری بیش

از نیم قرن از تجربه سیاسی

را در صفوف حزب دمکرات

کردستان ایران به شدت

تضعیف کند. این ضربات

متاسفانه با پراکندن

تردید و شک نیرومند نسبت

به سرانجام مبارزه

رفرمیستی و مسالمت‌آمیز

در صفوف این حزب و سایر

گروه‌های سیاسی قومی

منجر شد. از سوی دیگر

اپوزیسیون دمکرات ایران

نیز که موتور محرکه آن

چپ‌های دمکرات بودند، به

دلیل صرف وقت و انرژی در

راه بازسازی فکری و درونی

خود، موفق به ادامه و

گسترش روابط دیرین خود با

حزب دمکرات کردستان ایران

نگردید. پس از آن هم

ضرب‌و‌شتم و سرکوب هر

اقدام و حرکت اعتراضی، که

از همان اوایل پیرورزی

انقلاب آغاز شده بود،

آن‌گونه که بارها در

رویدادهای آذربایجان و

کردستان و اهواز و غیره

شاهد آن بودیم، به تدریج

احزاب و گروه‌های سیاسی

مدافع حقوق اقوام ایرانی

را از نظر روانی به نوعی

واکنش متقابل در برابر

حکومت و سپس به سمت

گرایش‌های جدایی‌طلبی و

روش‌های خشونت‌آمیز

مبارزه سوق داد. ۳ـ با این

وجود اگر از منظری بدون

پیشداوری به سخنان و

درددل‌های این فعالین

سیاسی، منجمله سخنرانی

مصطفی هجری، دبیرکل حزب

دمکرات کردستان ایران در

نشست پارلمان سوییس توجه

کنیم، می‌بینیم که عصاره

خواست آنها اساسا

تجزبه‌طلبی به معنای

واقعی کلمه نیست. مهمترین

فراز‌های سخنان آقای

هجری در این نشست مربوط به

«سیاست‌های تبعیض آمیز

جمهوری اسلامی و به

حاشیه‌ راندن دیگر مذاهب

و اقوام»، «ایجاد فضای

امنیتی در مناطق آنها؛

اعدام‌ها و زندان

طولانی‌مدت فعالین سیاسی

و جوانان آنها»، «ممنوعیت

سص5فقزیزغفهزی6

ﻐﻢ‬ ‫ﺑﺘﻬﺮﻣﺎﻥ‬ ‫ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﺯ ﺟﻮﺭ ﺗﻴﻎ ﺍﺝ ﻣﻴﺸﺎﺭ ﻣﺤﻨﺖ‬ ‫***‬ ‫٥‬ ‫ﺍﻭﺍ ﭼﻮﺭ ﻭ ﺟﻔﺎ ﻫﻤﺨﺎﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﻣﻌﺎﻟﻲ ﺩﻝ ﭼﻮ ﺩﺭﺩﺍﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﻣﺤﻨﺘﺎﻥ ﻣﺎﻥ ﻏﻤﺎﻥ ﻛﺎﺷﺎﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﺗﻬﺮﻭﺍﻥ ﻳﺎﺭ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺎﻥ ﻣﺼﺎﺣﺐ‬ ‫***‬ ‫٥‬ ‫ﮔﻨﻪ ﺍﺝ ﺑﺮﮒ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺑﻴﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻟﻮ ﺑﻼ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﺍﻫﺮﺍ٥ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺍﻧﺎﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ‬ ‫ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﺳﺮ ﭘﻴﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫٥٥‬ ‫ﺍﮔﺮ ﺑﻲ ﭘﺎ ﻭ ﺩﺳﺘﻴﻢ ﺍﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ اقلیت‌های قومی ایران:

گفت‌وگو یا «قهر»؟

اقلیت‌های قومی ایران:

گفت‌وگو یا «قهر»؟ شیرین

عبادی و موصوعات

«جدایی‌طلب» و

«ناسیونالیست تنگ نظر» سه

شنبه, آوریل 11, 2017 - 08:08

محسن حیدریان تشدید شکاف

میان احزاب سیاسی مناطق

اقلیت‌نشین ایرانی با

دیگر بخش‌های اپوزیسیون

ایران که پس از ترور

زنده‌یاد قاسملو رهبر

فرهیخته حزب دمکرات

کردستان ایران از سوی

جمهوری اسلامی به‌تدریج

ژرف‌تر شد، اینک

متاسفانه تا حد تحریم

یکدیگر و بستن درهای

گفت‌وگو پیش رفته است.

قصد این نوشته ارزیابی

این پیشداوری‌ها یا

انتقاد از روش نادرست و

مسلحانه و خشونت‌آمیز

روشن‌فکران و سیاسی‌های

قوم‌گرا نیست. زیرا بحث

در باره درست‌ترین راه حل

و راه‌کار

واقع‌بینانه‌ای برای

تأمین خواست‌های به‌حق

اقوام ایرانی دهها سال

است که در میان فعالین

سیاسی و فرهنگی ایران

ادامه دارد. اما شکاف

پیش‌گفته با توجه به

تنگناهای امروزی ناشی از

موقعیت جغرافیای سیاسی

کشور و سرکوب شدید

اقلیت‌های قومی از سوی

حکومت با توجه به اوضاع

پرتنش منطقه و خصومت میان

دولت جمهوری اسلامی با

آمریکا و اسراییل و طمع

همسایگان و رشد گرایشات

افراطی در میان اقوام

ایرانی می‌تواند

فاجعه‌آفرین باشد. صاف و

ساده همه ایرانیان

آزادیخواه صرفنظر از روش

و رویکرد سیاسی و تعلق

قومی بازنده آنند. ۱ـ تنوع

قومی در ایران در نفس خود

تهدید نیست. این امر، یک

واقعیت عینی «تاریخی

جامعه‌شناختی» ایران، از

بدو پیدایش آن است. کشور

ایران دوهزاروپانصد سال

پیش، برپایه‌ی رواداری و

احترام به حقوق

اقلیت‌های قومی، زبانی و

مذهبی اداره می‌شد.

استوانه‌های برجای مانده

از کورش و نوشته‌های

کتیبه‌های بیستون و

پاسارگاد به زبان‌های

مختلف، حتی روایات کتاب

مقدس تورات، بهترین گواه

این راه و روش مدبرانه‌ی

کشورداری در ایران بوده

است. پس چه‌گونه ممکن است

در قرن بیست‌و‌یکم، که

بشارت‌دهنده‌ی آزادی و

حقوق‌بشر در جهان است،

نسبت به خواست‌های اقوام

ایرانی بی‌اعتنا ماند؟

بدیهی است که تنوع قومی در

ایران، همچون واقعیتی

عینی در جامعه‌ی کنونی

ما، حقوقی را می‌طلبد که

مشروع‌اند. پس می‌بایست

برای تأمین عدالت و

برابرحقوقی شهروندان، به

آن‌ها توجه شود و راه حل

ارایه گردد. اما یافتن

مناسب‌ترین را‌ه‌حلی که

بتواند درعین احترام به

مظاهر و شاخص‌های هویت

قومی - تباری ایرانی‌ها،

بهترین شرایط را برای رشد

و شکوفایی آن‌ها، به

انسانی‌ترین و

معقولانه‌ترین وجه،

فراهم آورد، نیازمند

گفت‌وگو میان همه

نحله‌های فکری و قومی

ایرانیان است. حالت «قهر»

و بستن پنجره گفت‌وگو

تنها به تشدید

پیشداوری‌ها میان آنها


صفحه قبل 1 صفحه بعد